غلامعلى صفايى

12

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

اوّلين معناى اين كلمه : الصاق و اتصال دو شئ به يكديگر است ، و باء به اين معنا در عبارت قرار مىگيرد و بيان مىكند كه فعل قبل ، توسط فاعل ، متصل به مجرور واقع شده است . الصاق بر دو قسم است : 1 - الصاق حقيقى : فعل متصلا بر خود مجرور واقع شده است . مثل « أمسكت بزيد » يعنى « نگه داشتم زيد را » و اين كلام را وقتى شما مىگوئيد كه چنگ انداخته باشى بر چيزى از جسم زيد - مثل دست و پاى او - و يا بر چيزى كه زيد را دربر گرفته باشد ، مانند : لباس و مثل آن ، مانند كمربند . و لو قلت : ولى اگر تو بگويى « أمسكته » معناى آن ، دو احتمال دارد : الف : همان معناى امساك الصاقى كه در « أمسكت بزيد » بود . ب : إمساك غير الصاقى ، به اين ترتيب كه تنها شما به طريقى او را منع از تصّرف و فعّاليّت كرده‌ايد بدون اينكه او را گرفته باشيد . بنابراين فرق بين اين دو جمله اين است كه جملهء اوّل يك احتمال ، و جملهء دوّم داراى دو احتمال است . 2 - الصاق مجازى : فعل متصلا بر خود مجرور واقع نشده بلكه بر اشيايى كه در كنار مجرور هستند ، واقع و انجام مىشود ، مانند : « مررت بزيد » يعنى : متصل كردم عبور و رفتنم را به مكانى كه نسبت به زيد ، قريب بود . الثّاني : دومين معناى باء مفرده ، تعديه و متعدّىكردن فعل يا شبه فعل قبل مىباشد . « 1 » بايد دانست كيفيّت تعديه به واسطهء باء حرف جر مانند همزهء باب إفعال به صورت خاصى است . به اين شكل كه فاعل فعل لازم در هنگام متعدى شدن آن فعل به وسيلهء اين دو ، تبديل به مفعول مىگردد ، و در تعديه به واسطهء باء ، بعد از باء ذكر گرديده و مفعول بواسطه مىشود ، مانند : « ذهب زيد » - « ذهبت بزيد » و در تعديه

--> ( 1 ) - بايد دانست كه تمامى حروف جر غيرزائده ، فعل و شبه فعل قبل را متعدى به مجرور مىكنند و لكن تعديه در اينجا كه عبارت است از تغيير معناى فعل لازم به متعدى و قرار دادن فاعل آن ، بعد از تعديه به عنوان مفعول ، مختص باء جاره و همزه باب « إفعال » است . براى تحقيق مراجعه شود به « شرح الكافية : 2 / 327 . حاشية الصبان : 2 / 220 » .